بیوگرافی صادق حسینی
در انتهای بهاری که آفتاب، سایهها را کوتاه میکرد، کودکی به دنیا آمد که قرار نبود یک مسیر را تا آخر برود. نامش را «محمد صادق» گذاشتند،اما از همان ابتدا، صادق صدایم کردند، و من با این نام زیستهام.
من صادق حسینی هستم، حساس، جزئینگر، انسانِ کوچکی که پیوسته به دنبال خودش میگردد و از آنجایی که در بندِ ایدهآل گرایی گرفتار است همواره تلاش میکند بیشتر یاد بگیرد و بهتر و کاملتر عمل کند.
از همان ابتدا، کنجکاو و جزئینگر بودم، به جای دنبال کردن مسیرهای همگانی، در لابهلای جزئیات نادیدهگرفتهشده، دنیای خاص خود را میساختم.
نخستین چیزی که مرا به دنیای دیزاین و هنر نزدیک کرد، نور بود. وقتی که برای اولین بار دوربینی به دست گرفتم، فهمیدم که میتوانم لحظهها را ثبت کنم، تصویرها را روایت کنم، از چیزی که هست، چیزی که میخواهم را بسازم. چند سالی با عکاسی گذشت، حرفهای که با آن نهتنها امرار معاش کردم، بلکه آموختم که چطور با جهان حرف بزنم، بدون آنکه یک کلمه بگویم.
بعدتر، زندگی مرا به مسیری دیگر کشاند. در روستایی که خانهام بود، بیشتر وقتم را در سکوت و خلوت گذراندم. جایی که کمتر میتوانستم از خانه بیرون بزنم، اما میتوانستم غرق مطالعه شوم. اینجا بود که گرافیک را کشف کردم—دنیایی که تصویرها را به زبان تبدیل میکرد. کتابها، مقالات، کلاسها… هرچه میخواندم، هرچه میآموختم، تبدیل میشد به ابزاری برای خلق. کمکم، دیگر فقط یک ناظر نبودم، حالا میتوانستم چیزی بسازم، چیزی که معنا داشته باشد.
اما هنوز مسیر ناتمام بود. دو سال در برزخی از ندانستن گیر کرده بودم؛ میان راههایی که هیچکدامشان من را صدا نمیزد. تحصیلاتم در رشتهی تجربی تمام شده بود، اما روحم دنبال چیز دیگری میگشت. چیزی که آتش درونم را شعلهور کند.
و در این جستجو، معماری را یافتم. یا شاید معماری، من را یافت. اینجا بود که فهمیدم همهی چیزهایی که سالها پراکنده تجربه کرده بودم—عکاسی، طراحی، فرم، رنگ، نور—همگی در این یک رشته جمع شدهاند.
معماری برایم فقط ساختن یک فضا نیست، بلکه روایت کردن است، گفتوگویی است میان انسان و محیط، میان گذشته و آینده، میان رویا و واقعیت.
شاید بخواهید بدانید کجا و چطور به دنیا آمدهام. زادهی بیستم خردادماه ۱۳۸۰ خورشیدیام. بقیهاش مهم نیست.
به قول شوپنهاور: «سرنوشت انسان، شخصیت اوست.» و شخصیت، چیزی نیست که بهسادگی تغییر کند. اما آنچه از درون میجوشد، راه خود را مییابد؛ حتی اگر سالها طول بکشد.»
این روزها برای امرار معاش به حرفهی معماری (Architecture) و مدیر خلاقیت در دیزاین (Creative Director) مشغولم.